sl-1.jpg

تازه ها

Sample imageسومین کتاب تالیف استاد امین اله رشیدی تحت عنوان " تا مرزهای بی سرانجامی " -" ایران در رهگذر زمان" آماده انتشار است.
صفحه اصلی مقالات سخنرانی امین اله رشیدی در مراسم یاد بود نخستین سال در گذشت پرویز یاحقی در سالن هتل شرایتون تهران

سخنرانی امین اله رشیدی در مراسم یاد بود نخستین سال در گذشت پرویز یاحقی در سالن هتل شرایتون تهران

سخنرانی امین اله رشیدی
در مراسم یاد بود نخستین سال در گذشت پرویز یاحقی در سالن هتل شرایتون تهران
11 بهمن ماه 1386

 

شاید که چشم چشمه بگرید به های های                          بر بوستان که سرو بلند از میان برفت
 

باسلام ... من متاسفم و بسیار متاسفم از اینکه در این گردهمائی که با حضور بزرگان شعر و موسیقی در نخستین سالروز وفات پرویز یاحقی ، آن مظهر کم نظیر موسیقی ارجمند ایران در این مکان برگزار شده است ، نوائی از موسیقی والای آن عزیز طنین افکن نیست و این  در حالی است که وزیر فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی بارها در مصاحبه های خودشان در رسانه های ایران ، از مطبوعات و رادیو و تلویزیون موسیقی فاخر ایرانی را در ردیف آیات الهی و صدای خداوندی دانسته اند .
و چگونه است که در این اجتماع هنری که هنرمندان والامقام موسیقی حضور دارند از نوای معنوی موسیقی فاخر اثری نیست؟
موسیقی یاحقی و امثال ، که جنبه اجق وجقی و نیناش ناش ندارد که از انتشار و انعکاس آن در این سالن سربسته و محدود خودداری شود ؟ !
بگذریم ... اجازه فرمائید به ایراد چند کلمه حرف حساب پردازیم .

        ((  یادی از پرویز یاحقی در دومین سال درگذشت او  ))
 
آوخ که تیر کودک چرخ از کمان گذشت
دل ما را درید از هم وازاستخوان گذشت     
آن درد چیره گشت که نتوان به دل کشید
خورشید قیرگون شد و مهتاب خون گرفت
خاکستری بجای دراین دشت تیره ماند
وان زخم سلطه یافت که نیشش ز جان گذشت
بر من همان گذشت که درآسمان گذشت
چاووش خوان و از زخم ره کاروان گذشت
 
شادی و شور و شعر و شراب و شباب و شوق
با موش رفت آنچه به شیر ژیان گذشت   ))
چشمی بر وی هم زد و گفتا که : هان ، گذشت
رنگ محال بود و زچشم گمان گذشت
((   دام زمانه قدر و بهار از کسی نخواست
روزی به پیر میکده گفتم که : عمر چیست ؟

 
( نصرت رحمانی )
زمستان امسال و به بیانی دیگر ، یازدهم بهمن ماه 1387 سالروز درگذشت غم انگیز و جانسوز هنرمند گرانقدر ، نوازنده شیرین پنجه و چیره دست ویلن ، پرویز یاحقی است و چقدر فضای موسیقی ایرانی سرد تیره و باغ و بوستان هنر با نبودن امثال یاحقی ، خشک و بی برگ وبار است بخصوص در چندین سال اخیر که جامعه موسیقی ایران از لحاظ عدم خلاقیت و ابتکار با بحرانی عمیق و آزار دهنده روبروست و کمترین دست آورد مثبت و ماندگاری ندارد و به تعبیر گرامی شاعری :
 

میدان تهی است از پی جولان شب پره
خاموش گشته طوطی و گویاست زنجره
گوئی شب است و مرغان در آشیانه به خواب  
دم در کشیده بلبل و زاغ است در نعیق  


دراینجا با تسلیت مجدد به جامعه هنرمندان واقعی موسیقی ، بایستی یادآوری کنیم که مرگ امثال یاحقی ، مرگ یک انسان معمولی نیست  " مرگ پدیده ای ارجمند به نام هنر است  اگر چه تا جهان باقی است یاد ونام هنرمندانی چون پرویز یاحقی با آثار جاودانی که از هنر موسیقی بر جای نهاده اند ، در قلوب هنر دوستان و اهل معرفت زنده و تا ابد جاودان است .
گرامی شاعری حتی در مورد مرگ مردمان عادی نیز چنین گفته است : (( هیچکس بطور کامل نمی میرد ، آدمها یک زندگی دیگر هم دارند ، توی ذهن ما  . )) ... وبرای خود اینجانب ، همکاران هنرمندی چون پرویز یاحقی ، حبیب اله بدیعی ، علی تجویدی ، عباس شاپوری و دیگر عزیزانی که سالها در رادیو ایران در ارکسترهائی که من افتخار همکاری ، آهنگسازی و خوانندگی در آنها را داشته ام و در آلبومهای شش گانه موسیقی منتشر شده ا ند  در سالهای اخیر به نیکی و احترام ار آنان یاد شده است " مرگ معنائی ندارد و حالات و حرکات احساسی آن زنده یادان همیشه در خاطر درموقع اجرای آهنگهایم در استودیو رادیو ایران واقع درمیدان ارگ تهران ، در نظرم مجسم ، زنده ، افتخار آفرین ، نشاط آورو لذت بخش است .
پرویز یاحقی هنرمندی بود باهوش و فراستی فوق العاده و قدرت ابداع وابتکار ، بخصوص در نوازندگی .
واقعیت این است که هنرمندانی چون یاحقی با نوازندگی خاص و پر احساس خود در زمان اجرای یک قطعه موسیقی ، دیگر نوازندگان ارکستر را نیز به دنبال خود و پیروی از شیوه نوازندگی خود میکشند و بدین طریق در ماهیت آهنگ اثر گذاشته و آهنگ را بصورت مطبوعتر و دلنشین تر دگرکون میکنند و در واقع جلوه و جلالی خاص بدان آهنگ می بخشند .
پرویز یاحقی ، حبیب اله بدیعی و عباس شاپوری – که یادشان جاودان باد – از اینگونه بودند و همایون خرم نیز ...
البته این موضوع یعنی تاثیر مثبت نوازندگان در اجرای یک اثر موسیقی ، در غرب هم مصداق دارد کما اینکه بطوری که بعضی از آگاهان و صاحبنظران موسیقی غربی گفته و نوشته اند ، فی المثل اجرای آهنگی از باخ یا بتهوون بوسیله ارکستر فیلارمونیک لندن ، با آنچه در برلین یا وین ، با اجرای همان آهنگ توسط ارکستر سمفونیک این کشورها تفاوتی بسیار دارد و بنده این مطلب را در کتاب ( سرگذشت موسیقی ایران ) تالیف استاد ارجمند روح اله خالقی یا در یکی از مقالات ایشان بیاد دارم .
سخن درباره پرویز یاحقی بسیار است و حق مطلب را نمی توان در نوشتارو گفتاری مختصر ادا کرد به این جهت که بایستی ضمن سخن به بررسی آثار او ، ازآهنگسازی و نوازندگی او پرداخت و در این فرصت محدود ، میسر نیست
اما :  


آب دریا را اگر نتوان کشید                                    هم بقدر تشنگی باید چشید


من با دو سه نکته یا تذکر و خاطره ازیاحقی سخن را بپایان میرسانم :
1.    آقای یاحقی ضمن یک  مصاحبه مفصل دریکی از شماره های مجله تماشا ، ارگان تلویزیون ملی ایران درسال 1355 به موضوعی اشاره کرده اند که طنز گزنده ای هم در آن گنجانده شده است و این بخش از مصاحبه ایشان را من بارها در محافل هنری و مراسم تجلیل از هنرمندانی که سر به تیره تراب فرو برده و دیگر در میان ما نیستند ، بمنظور عبرت بعضی از حضرات دست اندرکار بیان کرده ام . یا حقی در پاسخ به یک پرسش مصاحبه گر درباره تجلیل و تکریم هنرمندان پس از مرگ چنین گفتند :
((  اگر یک هزارم تکریم و تشویق و تجلیلی را که بعد از فوت هنرمندان از ایشان میکنند ، در زمان زنده بودن آنان میکردند ، آن هنرمندان اصلاَ  نمی مردند !! ))
در اینجا از بیان این واقعیت نیزگزیری نیست که متاسفانه بعضی از مجالس تکریم و تجلیلی و نکو داشت و از این قبیل عناوین را کسانی برپا میکنند که از هنر چندان اطلاعی ندارند و منظور اصلی شان مطرح شدن و خودنمائی خودشان است و از این هم عجیب تر و تاسف بار تر و تاسف بارتر آن است که برخی از حضرا ت گامی نیز فراتر از این حرفها نهاده و بنام بعضی از نامداران دنیای موسیقی و ادبیات ، نهادهای تخیلی و بی بنیادی بنام ( بنیاد ) برپا میکنند که صد البته اکثر این بنیادها بر حرف و باد هوا استوارند ! ... حضرات چیزکی از بنیادهای مشهور جهان امثال راکفلر و دیل گارنگی را شنیده یا در  مطبوعات خوانده اند اما از یک مسئله غافل اند و آن این است که بیشتر آن هنرمندان و عزیزانی که از میان مارفتند ، مانند اکثریتی از خود ما – ونیز کسانیکه بنیاد درست میکنند – دست به دهان و جزء طبقه متوسط اجتماع (البته از لحاظ امکانات مالی ) بوده اند و 8 شان گرو 9 "  آن وقت حضرات میایند در یک دکان محقر یا یک قهوه خانه سنتی نشستی برقرار نموده و با دعوت از تعدادی که همیشه دز این جاها حضور چیدا میکنند ، با نظر و رأی خودشان چند نفر منظور نظر خود را از میان نویسندگان یا شاعران و موسیقی دانان برمیگزینند و جوائز و هدایائی که اصلاَ وجود خارجی ندارند ، از طرف آن بنیاد موهوم اهدا میفرمایند !! و با بوق و کرنا در روزنامه های کثیر الانتشار به اطلاع مردم بی خبر میرسانند ... نمونه آشکار اینگونه عملیات محیر العقول ، بنیادی بنام همشهری گرامی ، سهراب سپهری است که روح پاک این شاعر عرف از بنیاد با اینگونه بنیادها بیزار و بیگانه است .
اینکه عرض کردم هنرمندان نامدار از لحاظ مادی جزء طبقات معمولی اجتماع هستند ، جسارتی در کار نیست " اکثراَ مصداق این شعر سعدی بزرگوار هستند که فرموده اند :

به سرو گفت کسی ، میوه ای نمی آری                       جواب داد که آزادگان تهی دستند !


2- یکی از خصائل اخلاقی یا حقی اظهار نظر منصفانه و داوری عادلانه درباره دیگر هنرمندان معاصر است . نمونه والای آن  خصلت انسانی و هنرمندی او ، نظرات اوست درباره دوست و همسازش ، حبیب اله بدیعی در نهمین سالروز وفات او .... مستند من در اینجا ورقی از مجله ( سینمای جهان ) است در تاریخ 13 آذرماه 1380 با این عنوان : (( عصاره و حاصل قرنها موسیقی اصیل ایرانی . )) یا حقی چنین میگوید : (( شادروان حبیب اله بدیعی یکی از نواندگان و موسیقی دانان  بود که در تاریخ هنر کشور ، شاید به زحمت در هر قرنی یکبار به وجود میایند ... آن مرد هنرمند که درسال 1371 جامعه هنر ایران را داغدار کرد ، در بداهه نوازی با تکنیکی خاص ملودیهائی را به وجود میاورد که از عهده کمترین نوازنده ای برمیآمد ... و همانطور بر سرمزارش در حضور همه هنرمندان و عاشقان موسیقی اصیل ایرانی گفته ام ، اگر قرنها بگذرد دیگر نظیر آن استاد یگانه که موهبتی برای اصیل ایرانی ، به وجود نمی آید . روحش شاد . ))
3-یا حقی در موقع اجرای برنامه های موسیقی رادیو ضمن نواختن آهنگهائی که مورد پسندش قرار میگرفت ( اعم از آهنگهای خود یا دیگران )  با اشارت نگاه و حرکات خاص سر و گردن ، رضایت و تلذذ خود ابراز مینمود .
4- پرویز یاحقی گذشته از هنر موسیقی ، از لحاظ گویندگی نیز دارای صدائی رادیو فونیک و گرم و گیرا بود بطوریکه سالهای معدودی  در اواسط دهه 30 مدتی خبرنگار روزنامه اطلاعات و گزارشگر برنامه ای رادیوئی بنام ( در گوشه و کنار شهر ) بود که از رادیو ایران پخش میشد و توجه بسیاری از شنوندگان رادیو را بخود جلب نموده ... ودر پایان این مقاله بی مناسبت نیست اگر دو بیت از یک غزل ، سروده یار صدیق یاحقی ، یعنی بیژن ترقی را در نظر بگذرانیم :

رفتند یاران یک به یک ، تنها تو برجامانده ای                     تنها در این وحشت سرا ، ای دل تو تنها مانده ای
از رخنه های این قفس آزادگان بگریختند                    تنها تو در زندان تن ، زنجیر بر پا مانده ای




 

نظر ها
افزودن جدید
+/-
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
H gh  - tasliat   |88.70.26.xxx |2009-07-26 23:38:04
ma marge hich azizi ra bavarne mi konim.parvaze rohe toraje negah bane aziz ra
be sar kar va honar dostan tasliat migoiim. bahghaye omre shomara az khoda vand
khahanam ravanash shad yadash hamishe zendeh.
امین اله رشیدی  - بسیار جالب   |Editor |2009-04-16 20:46:29
استفاده کردیم

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
  • رسانه ها

  • گالری تصاویر

Sample image استاد رشیدی در رسانه ها مطالب منتشر شده در رسانه ها درباره استاد رشیدی را می توانید در این قسمت دنبال کنید ادامه...
گالری تصاویر گالری تصاویر استاد رشیدی جهت مشاهده گالری تصاویر استاد رشیدی به این بخش مراجعه کنید ادامه...
Sample image

آمار

اعضا : 29
مطالب و محتوا : 22
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 51419

بازدیدکنندگان

ما 6 مهمان آنلاین داریم